تبلیغات
وبلاگ انجمن علوم کامپیوتر دانشگاه پیام نور فریمان - ضرب المثل های ایرانی
 
وبلاگ انجمن علوم کامپیوتر دانشگاه پیام نور فریمان
کمی هم راجع به  ضرب المثل های ایرانی بدونیم بد نیست...... 

سعی میکنم هردفعه مطالب بیشتری رو در این باره بزارم...

« الف » آب از دستش نمیچكه !

آب از سر چشمه گله !

آب از آب تكان نمیخوره !

آب از سرش گذشته !

آب پاكی روی دستش ریخت !

آب در كوزه و ما تشنه لبان میگردیم !

آب را گل آلود میكنه كه ماهی بگیره !

آب زیر پوستش افتاده !

آب كه یه جا بمونه، میگنده .

آبكش و نگاه كن كه به كفگیر میگه تو سه سوراخ داری !

آب كه از سر گذشت، چه یك ذرع چه صد ذرع ـ چه یك نی چه چه صد نی !

آب كه سر بالا میره، قورباغه ابوعطا میخونه !

آب نمی بینه و گرنه شناگر قابلیه !

آبی از او گرم نمیشه !

آتش كه گرفت، خشك و تر میسوزد !

آخر شاه منشی، كاه كشی است !

آدم با كسی كه علی گفت، عمر نمیگه !

آدم بد حساب، دوبار میده !

آدم تنبل، عقل چهل وزیر داره !

آدم خوش معامله، شریك مال مردمه !

ادامه ==>>>> 


آدم دست پاچه، كار را دوبار میكنه !

آدم زنده، زندگی میخواد !

آدم گدا، اینهمه ادا ؟!

آدم گرسنه، خواب نان سنگك می بینه !

آدم ناشی، سرنا را از سر گشادش میزنه !

آرد خودمونو بیختیم، الك مونو آویختیم !

آرزو بر جوانان عیب نیست !

آستین نو پلو بخور !

آسوده كسی كه خر نداره --- از كاه و جوش خبر نداره !

آسه برو آسه بیا كه گربه شاخت نزنه !

آشپز كه دوتا شد، آش یا شوره یا بی نمك !

آش نخورده و دهن سوخته !

آفتابه خرج لحیمه !

آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی !

آفتابه و لولهنگ هر دو یك كار میكنند، اما قیمتشان موقع گرو گذاشتن معلوم میشه !

آمدم ثواب كنم، كباب شدم !

آمد زیر ابروشو برداره، چشمش را كور كرد !

آنانكه غنی ترند، محتاج ترند !

آنچه دلم خواست نه آن شد --- آنچه خدا خواست همان شد .

آنرا كه حساب پاكه، از محاسبه چه باكه ؟!

آنقدر بایست، تا علف زیر پات سبز بشه !

آنقدر سمن هست، كه یاسمن توش گمه !

آنقدر مار خورده تا افعی شده !

آن ممه را لولو برد !

آنوقت كه جیك جیك مستانت بود، یاد زمستانت نبود ؟

آواز دهل شنیده از دور خوشه !

اجاره نشین خوش نشینه !

ارزان خری، انبان خری !

از اسب افتاده ایم، اما از نسل نیفتاده ایم !

از اونجا مونده، از اینجا رونده !

از اون نترس كه های و هوی داره، از اون بترس كه سر به تو داره !

از این امامزاده كسی معجز نمی بینه !

از این دم بریده هر چی بگی بر میاد !

از این ستون بآن ستون فرجه !

از بی كفنی زنده ایم !

از دست پس میزنه، با پا پیش میكشه !

از تنگی چشم پیل معلومم شد --- آنانكه غنی ترند محتاج ترند !

از تو حركت، از خدا بركت .

از حق تا نا حق چهار انگشت فاصله است !

از خر افتاده، خرما پیدا كرده !

از خرس موئی، غنیمته !

از خر میپرسی چهارشنبه كیه ؟!

از خودت گذشته، خدا عقلی به بچه هات بده !

از درد لا علاجی به خر میگه خانمباجی !

از دور دل و میبره، از جلو زهره رو !

از سه چیز باید حذر كرد، دیوار شكسته، سگ درنده، زن سلیطه !

از شما عباسی، از ما رقاصی !

از كوزه همان برون تراود كه در اوست ! (( گر دایره كوزه ز گوهر سازند ))

از كیسه خلیفه می بخشه !

از گدا چه یك نان بگیرند و چه بدهند !

از گیر دزد در آمده، گیر رمال افتاد !

از ماست كه بر ماست !

از مال پس است و از جان عاصی !

از مردی تا نامردی یك قدم است !

از من بدر، به جوال كاه !

از نخورده بگیر، بده به خورده !

از نو كیسه قرض مكن، قرض كردی خرج نكن !

از هر چه بدم اومد، سرم اومد !

از هول هلیم افتاد توی دیگ !

از یك گل بهار نمیشه !

از این گوش میگیره، از آن گوش در میكنه !

اسباب خونه به صاحبخونه میره !

اسب پیشكشی رو، دندوناشو نمیشمرند !

اسب تركمنی است، هم از توبره میخوره هم ازآخور !

اسب دونده جو خود را زیاد میكنه !

اسب را گم كرده، پی نعلش میگرده !

اسب و خر را كه یكجا ببندند، اگر همبو نشند همخو میشند !

استخری كه آب نداره، اینهمه قورباغه میخواد چكار ؟!

اصل كار برو روست، كچلی زیر موست !

اكبر ندهد، خدای اكبر بدهد !

اگر بیل زنی، باغچه خودت را بیل بزن !

اگر برای من آب نداره، برای تو كه نان داره !

اگر بپوشی رختی، بنشینی به تختی، تازه می بینمت بچشم آن وختی !

اگه باباشو ندیده بود، ادعای پادشاهی میكرد !

اگه پشیمونی شاخ بود، فلانی شاخش بآسمان میرسید !

اگه تو مرا عاق كنی، منهم ترا عوق میكنم !

اگر جراحی، پیزی خود تو جا بنداز !

اگه خدا بخواهد، از نر هم میدهد !

اگه خاله ام ریش داشت، آقا دائیم بود !

اگه خیر داشت، اسمشو می گذاشتند خیرالله !

اگر دانی كه نان دادن ثواب است --- تو خود میخور كه بغدادت خرابست !

اگه دعای بچه ها اثر داشت، یك معلم زنده نمی موند !

اگه زاغی كنی، روقی كنی، میخورمت !

اگه زری بپوشی، اگر اطلس بپوشی، همون كنگر فروشی !

اگه علی ساربونه، میدونه شترو كجا بخوابونه !

اگه كلاغ جراح بود، ماتحت خودشو بخیه میزد .

اگه لالائی بلدی، چرا خوابت نمیبره !

اگه لر ببازار نره بازار میگنده !

اگه مردی، سر این دسته هونگ ( هاون ) و بشكن !

اگه بگه ماست سفیده، من میگم سیاهه !

اگه مهمون یكی باشه، صاحبخونه براش گاو می كشه !

اگه نخوردیم نون گندم، دیدیم دست مردم !

اگه نی زنی چرا بابات از حصبه مرد !

اگه هفت تا دختر كور داشته باشه، یكساعته شوهر میده !

اگه همه گفتند نون و پنیر، تو سرت را بگذار زمین و بمیر !

امان از خانه داری، یكی میخری دو تا نداری !

امان ازدوغ لیلی ، ماستش كم بود آبش خیلی !

انگور خوب، نصیب شغال میشه !

اوسا علم ! این یكی رو بكش قلم !

اولاد، بادام است اولاد اولاد، مغز بادام !

اول بچش، بعد بگو بی نمكه !

اول برادریتو ثابت كن، بعد ادعای ارث و میراث كن !

اول بقالی و ماست ترش فروشی !

اول پیاله و بد مستی !

اول ، چاه را بكن، بعد منار را بدزد !

ای آقای كمر باریك، كوچه روشن كن و خانه تاریك !

این تو بمیری، از آن تو بمیری ها نیست !

اینجا كاشون نیست كه كپه با فعله باشه !

این حرفها برای فاطی تنبون نمیشه !

این قافله تا به حشر لنگه !

اینكه برای من آوردی، ببر برای خاله ات !

اینو كه زائیدی بزرگ كن !

این هفت صنار غیر از اون چارده شی است !

اینهمه چریدی دنبه ات كو ؟!

اینهمه خر هست و ما پیاده میریم ! 


« ب » با آل علی هر كه در افتاد ، ور افتاد .

با اون زبون خوشت، با پول زیادت، یا با راه نزدیكت !

با این ریش میخواهی بری تجریش ؟

با پا راه بری كفش پاره میشه، با سر كلاه !

با خوردن سیرشدی با لیسیدن نمیشی !

باد آورده را باد میبرد !

با دست پس میزنه، با پا پیش میكشه !

بادنجان بم آفت ندارد !

بارون آمد، تركها بهم رفت !

بار كج به منزل نمیرسد !

با رمال شاعر است، با شاعر رمال، با هر دو هیچكدام با هرهیچكدام هر دو !

بازی اشكنك داره ، سر شكستنك داره !

بازی بازی، با ریش بابا هم بازی !

با سیلی صورت خودشو سرخ نگهمیداره !

با كدخدا بساز، ده را بچاپ !

با گرگ دنبه میخوره، با چوپان گریه میكنه !

بالابالاها جاش نیست، پائین پائین ها راش نیست !

بالاتو دیدیم ، پائینتم دیدیم !

با مردم زمانه سلامی و والسلام .

تا گفته ای غلام توام، میفروشنت !

با نردبان به آسمون نمیشه رفت !

با همین پرو پاچین، میخواهی بری چین و ماچین ؟

باید گذاشت در كوزه آبش را خورد !

با یكدست دو هندوانه نمیشود برداشت !

با یك گل بهار نمیشه !

با یك گل بهار نمیشه !

با یك گل بهار نمیشه !

به اشتهای مردم نمیشود نان خورد !

به بهلول گفتند ریش تو بهتره یا دم سگ ؟ گفت اگر از پل جستم رریش من و گرنه دم سگ !

بجای شمع كافوری چراغ نفت میسوزد !

بچه سر پیری زنگوله پای تابوته !

بچه سر راهی برداشتم پسرم بشه، شوهرم شد !

بخور و بخواب كار منه، خدا نگهدار منه !

بد بخت اگر مسجد آدینه بسازد --- یا طاق فرود آید، یا قبله كج آید !

به درویشه گفتند بساطتو جمع كن ، دستشو گذاشت در دهنش !

بدعای گربه كوره بارون نمیاد !

بدهكار رو كه رو بدی طلبكار میشه !

برادران جنگ كنند، ابلهان باوركنند !

برادر پشت ، برادر زاده هم پشت

خواهر زاده را با زر بخر با سنگ بكش!

برادری بجا، بزغاله یكی هفت صنار !

برای كسی بمیر كه برات تب كنه !

برای همه مادره، برای ما زن بابا !

برای یك بی نماز، در مسجد و نمی بندند !

برای یه دستمال قیصریه رو آتیش میزنه !

بر عكس نهند نام زنگی كافور !

به روباهه گفتند شاهدت كیه ؟ گفت: دمبم !

بزبون خوش مار از سوراخ در میاد !

بزك نمیر بهار میاد --- كنبزه با خیار میاد !

بز گر از سر چشمه آب میخوره !

به شتره گفتند شاشت از پسه ، گفت : چه چیزم مثل همه كسه ؟!

به شتر مرغ گفتند بار ببر، گفت : مرغم، گفتند : بپر، گفت : شترم !

بعد از چهل سال گدایی، شب جمعه را گم كرده !

بعد از هفت كره، ادعای بكارت !

بقاطر گفتند بابات كیه ؟ گفت : آقادائیم اسبه !

به كیشی آمدند به فیشی رفتند !

به گربه گفتند گهت درمونه، خاك پاشید روش !

به كچله گفتند : چرا زلف نمیزاری ؟ گفت : من از این قرتی گیریها خوشم نمیاد !

به كك بنده كه رقاص خداست !

بگو نبین، چشممو هم میگذارم، بگو نشنو در گوشمو میگیرم، اما اگر بگی نفهمم، نمیتونم !

بگیر و ببند بده دست پهلوون !

بلبل هفت تا بچه میزاره، شیش تاش سسكه، یكیش بلبل !

بمالت نناز كه بیك شب بنده، به حسنت نناز كه بیك تب بنده !

بماه میگه تو در نیا من در میام !

بمرغشان كیش نمیشه گفت !

بمرگ میگیره تا به تب راضی بشه !

بوجار لنجونه از هر طرف باد بیاد، بادش میده !

بهر كجا كه روی آسمان همین رنگه !

به یكی گفتند : سركه هفت ساله داری ؟ گفت : دارم و نمیدم، گفتند : چرا ؟ گفت : اگر میدادم هفت ساله نمیشد !

به یكی گفتند : بابات از گرسنگی مرد . گفت : داشت و نخورد ؟ !

بمیر و بدم !

به گاو و گوسفند كسی كاری نداره !

بیله دیگ، بیله چغندر ! 





نوع مطلب :
برچسب ها :
دوشنبه 25 مهر 1390 :: نویسنده : آناهیتا پژند    


درباره وبلاگ

وبلاگ انجمن علوم کامپیوتر دانشگاه پیام نور فریمان

ع :علم
ل: لیاقت
و :وقار
م : متانت

ک : کوشش
ا :ادب
م :مهارت
پ : پویندگی
ی : یکرنگی
و : ورزیدگی
ت :توانمندی
ر: راستگوی
!!!




مدیر وبلاگ : ارغوان جلال زاده
پیوندهای روزانه
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
p30java
ابزار وبلاگنویسان ابزار وبلاگنویسان