تبلیغات
وبلاگ انجمن علوم کامپیوتر دانشگاه پیام نور فریمان - داستان هفته....
 
وبلاگ انجمن علوم کامپیوتر دانشگاه پیام نور فریمان

واما داستان این هفته،تقدیم به وجود مهربونتون...


کرم شب تاب

روز قسمت بود.خدا هستی را قسمت می کرد، خدا گفت :چیزی از من بخواهید.هرچه که باشد ،شما را خواهم داد.

سهمتان را از هستی طلب کنید زیرا خدا بسیار بخشنده است.

و هرکه آمد چیزی خواست.یکی بالی برای پریدن و دیگری پایی برای دویدن .یکی جثه ای بزرگ خواست وآن یکی چشمانی تیز.

یکی دریا را انتخاب کرد ویکی آسمان را.

در این میان کرمی کوچک جلوآمد وبه خدا گفت:من چیز زیادی از این هستی نمی خواهم،نه چشمانی تیزو نه جثه ای بزرگ.

نه بالی ونه پایی،نه آسمان ونه دریا.تنها کمی از خودت را به من بده و خداکمی نور به او داد.

خدا گفت:آن که نوری با خود دارد بزرگ است،حتی اگر به قدر ذره ای باشد.تو حالاهمان خورشیدی که گاهی زیر برگی کوچک پنهان می شوی.

رو به دیگران گفت:کاش می دانستید که این کرم کوچک بهترین را خواست.زیرا که از خدا جز خدا نباید خواست.

 

هزاران سال است که او می تابد. روی دامن هستی می تابد. وقتی ستاره ای نیست،چراغ کرم شب تاب روشن است وکسی نمی داند که این همان چراغی است که روزی خدا آن را به کرمی کوچک بخشیده است.

                                     عرفان نظرآهاری-چلچراغ شماره39         




نوع مطلب : ادبی، 
برچسب ها : داستان هفته،
یکشنبه 22 آبان 1390 :: نویسنده : زهره بیگی    


درباره وبلاگ

وبلاگ انجمن علوم کامپیوتر دانشگاه پیام نور فریمان

ع :علم
ل: لیاقت
و :وقار
م : متانت

ک : کوشش
ا :ادب
م :مهارت
پ : پویندگی
ی : یکرنگی
و : ورزیدگی
ت :توانمندی
ر: راستگوی
!!!




مدیر وبلاگ : ارغوان جلال زاده
پیوندهای روزانه
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
p30java
ابزار وبلاگنویسان ابزار وبلاگنویسان